دلم برا آقاییم تنگ شده
دلم میخواد ببینمش اما عقلم میگه نه
اما دلم میگه یادته اون روز گفت نهههه نیای سیرجان من عهد کردم و باید سر عهدم باشم
یاد این حرفش می افتم دلم میشکنه
درک نمیکرد که دلتنگم
که دلم حسااابی گرفته از اینکه نباید ببینمش نباید دلتنگ بشم
امروز خیلی دل گرفته
دیروز زنگ زدم پادگان گفتن کلاس دارن و توی کلاسن نمیتونن صحبت کنن
کاش یه بار او می اومد زرند
کاش
برچسب:
نویسنده: سپیده ابراهیمی