امشب باز آقایی تو تلگرام قربون صدقه م رفته بود
دوست دارم همه شون رو یادداشت کنم که یادم بمونن
دوست دارم وقتی میره سربازی دلتنگش نشم
همه ش یاد خاطراتمون کنم و براش آرزوی شادکامی کنم
دوست دارم گاهی بی صدا به چشاش خیره بشم و بی صدا بگم من عاشقتم
دوست دارم از نگاهم عشق رو بخونه
خدا کنه همیشه شاد باشه و همیشه خنده بر لبان زیباش نقش ببنده
امروز آغاز برنامه ماست برنامه طولانی و کمی سخت برای من
که مصادف شده با میلاد با سعادت امام حسن مجتبی
راستش دعا کردن رو بلد نیستم ...اونطور که حاجت میگیرن بلد نیستم دعا کنم
امیدوارم خدا صلاحم رو آرزوهام قرار بده
یه دنیا آرومم وقتی آقایی قربون صدقه م میره... وقتی کنار خانواده بلند بلند میخندم ....
یه دنیا آرامش میگیرم از خانواده م و از مصطفی عزیزم
یاد همه روزای با تو بودن بخیر عزیزم
الهی من فدات بشم
من خوشبختم که چنین پدر و مادر با محبت و عاشقی دارم و خوشبخت تر میشم زمانی که پشتوانه ای همانند تو داشته باشم
راستش مصطفی خیلی برام اهمیت داره ....
آقایی میگه دنیا که به ساز ما برقصه تو هم باید برای من برقصی
آخ دلم پرمیکشه برای در آغوشش بودن و برای اون آراممشه زمانی که تکیه میدم بهش و او محکم و با صلابت تکیه گاهم میشه
من خیلی پدر و مادرم رو دوست دارم و همچنین آبجی و داداشم رو و حاضر نیستم به هیچ قیمتی ازشون بگذرم امیدوارم همیشه سالم باشن و عمرشون طولانی و با عزت باشه
میخوام چند تا دعا کنم
الهی و ربی من لی غیرک
خدایا از تو درخواست میکنم همواره به من و عزیزانم سلامتی و طول عمر عنایت بفرما
خدایا از تو میخواهم مرا به راه راست هدایت کنی و دستم رو رها نکنی
الهی من و آقایی و خانواده م را از متقین و پرهیزگاران درگاهت قرار بده و عاقبت همه ما رو ختم بخیر بگردان
الهی شکرت
برچسب:
نویسنده: سپیده ابراهیمی