گاهی وقتا آدما یه اشتباهاتی میکنن .
گاهی بخاطر اشتباهاتشون کمی سختی میکشن.
ولی یه چیز هست که اگه آدم توی زندگیش داشته باشه غمگین نمیشه.
از پیامت خوندم یکم بهم ریختی .
اما میخوام یه چیزی بهت بگم اگه خوب بفمیشونخیلی تو زندگیت تاثیر میذاره و اگه فقط سر سری بخونیشون دیگه هیچ تفاوتی با جمله های قشنگ دیگه نمیکنه.
فقط وقتی موثره که بگیریشون و عملشون کنی.
درمورد خدا؛
بدون که همیشه کمک خدا تو اوج نا امیدی ها به آدما رسیده.
از قوم موسی بگیر تا قوم پیامبر همیشه وقتی کارد به استخون رسیده خدا کمک کرده دلیلشم اینه که توی قرآن میگه:
فکر کردید بگید ایمان آورده ایم ما به حال خودتون رهاتون میکنیم.
نه قطعا مانند فرشتگان با نقص در جان ها مال ها و فرزندانو یا بلاها و بیماری ها امتحان میکنیم.
اینکه آدم ناله کنه انگار داره به خدا غر میزنه.
من اگه جای خدا بودم میگفتم اه، چه آدم کم صبریه چقد بی ظرفیته.
پس یه سری اتفاقات صرف امتحان کردن ماس...
اما خیلی از بدبختیا موجبش خودمونیم .
خدا تو قرآن میگه :
وقتی به موفقیتی میرسن به خودشون افتخار میکنن اما وقتی غمی بهشون میرسه میگن از خداس...
آدما بخاطر کارای بدشون تو دنیا مجازات میشن.
پس خیلی از مشکلات زندگیمون ناشی از بی ایمانی خودمونه.
هر کسی هم از خودش خبر داره فقط کافیه بخواد خودشو اصلاح کنه.
گاهی هم آدما به لطف خدا مغرور میشن.
خدا تو قرآن میگه:
مبادا شیطان شما رو به لطف خدا مغرور کنه و به گناهانمون بی توجه بشید.
خاستم در مورد رابطه خدا و زندگی بگم:
1- تا وقتی خودمون رو اصلاح نکنیم اوضاع همینی که هست میمونهمعجزه هم نمیشه.
2- خدا خیلی بزرگه اما کارهای بد ما اثر وضعیشون رو تو زندگی میذارن و بلاها میاد سراغمون.
نباید مثل یهودی ها مغرور بشیم که اولین گناه ابلیس، مغرور شدنش بود.
4- گاهی بلاها امتحانه.غر نباید زد
5- خدا تو قرآن میگه بعد هر سختی یه آسونیه . و توی آیه بعدش قسم میخوره که بعد هر سختی به آسونیه .
اما تو دوتا آیه بعد شرط میذاره
فاذا فرغت فانصب(پس بعد از فارغ شدن از کار مهمی به کار مهم دیگه بپردازید)
و الى ربك فارغب (و به سوی پروردگارت توجه داشته باش)
همینقدر کلام کوتا کنم
برای رسیدن به آسونی باید دینمون و درست کنیم و تلاشمون...
اما در مورد خودت؛
اگه اشتباه نکنم امام علی بود که میگفت :
بهترین دوست من کسیه که ایرادهام و بهم بگه...
میخوام ازت انتقاد کنم و نمیدونم چی فکر میکنی اما فک میکنم تو زندگیت خیلی به کارت بیاد...
فک میکنم تو زندگیت اکثر اطرافیانت همیشه بهت محبت کردن.
همیشه بهت توجه شده،
چه اونجایی که مستحق بودی و چه اونجایی که نبودی...
فک میکنم همه همیشه نازت رو خریدن و از دلت در آوردن،
چه وقتی که به حق ازشون دلگیر شدی و چه به ناحق ازشون دلگیر شدی...
من فک میکنم یه جاهایی اطرافیان باید کم محلی کنن؛
یه جاهایی باید خلاف میل آدم رفتار کنن،
یه جاهایی باید با صلابت و محکم تو روی آدم وایسن...
من فک میکنم در مورد تو اینطور نبوده و باعث شده امروز از هر چیزی دلگیر بشی و کم صبر باشی.
اگه نتونی این حس و منطق رو تو خودت به وجود بیاری تا دنیا دنیاس از کوچیک و بزرگ ناراحت میشی ...
ایراد دومت اینکه
تو با وضع موجود زندگی نمیکنی؛ با افکارت زندگی میکنی.
حالا اگه فکرت مثبت باشه بهترین لحظه های زندگیت میشه و پر از انرژی و اگه منفی باشه پر از دلتنگی و نا امید...
یعنی در آن واحد که شرایط زندگیت یکسانه
تو ممکنه فکر مثبت بکنی و ممکنه منفی بافی بکنی و لحظاتت بد باشن...
کل حرفام این بود که
1- اول باید تو زندگیمون دینمون رو درست کنیم و تلاش کنیم تا زندگیه خوب بشه وگرنه هیچ معجزه ای نمیشه.
2- باید هر وقت که ناراحت میشی ببینی حق داریبا نه.
من تو برخوردا با تو و حتی با نوه های خانواده اگه حقشون باشه نازشون و میخورم وگرنه زیاد تحویل نمیگیرم.
3- با افکارت زندگی نکن، با شرایط موجود و هدفی که داری زندگی کن .
4- نباید به مسلمون بودنمون، شیعه بوددنمون و ... مغرور بشیم.
خدا با کسی شوخی نداره.
امیدوارم تونسته باشم حرفام و نیتم رو درست رسونده باشم ... مراقب خودت باش شب خیر.
من:
صحبت هات رو با گوش جان شنیدم
و ممنونم که انقدر بهم توجه داری و قضاوتم میکنی.
خداروشکر میکنم که انقد بهم نزدیکی که ایراهامو میگیری و منم سعی میکنم بهشون فکر و عمل کنم.
در مورد آخرین مسئله یه گله کوچولو دارم
اینکه من حق رو به تو دادم و تو هم حق روبه خودت دادی و این بی انصاغی بود.
نمیخوام ناراحتت کنم چون خودم بیشتر ناراحت میشم.
خیلی ممنونم که نصیحت کردی
من با قلب باز پذیرای صحبت هات هستم
شب بخیر
آقایی:
من دقیق یادم نمیاد که چی گفتیم.
اما حرفام و فقط در مورد این موضوع اخیر نزدمو
ولی هرجا از حرفامون رو که فک میکنی حق با تو بوده بگو در موردش قضاوت میکنیم.
من فک میکنم عصبانی شدنم بیجا بود .
شب خوش
.
.
.
بهتره درموردشون فکر کنم و جواب بدم که آیا قضاوت ها درست بوده یا نه
من همیشه از اینکه دیگران نصیحتم کنن خوشحال میشم اما از اینکه بدم میاد که همراه با نصیحت سرزنشی باشه...
امیدوارم هر آنچه که هست باعث پیشرفت و ترقی من باشه و از این صحبت ها چیزی بیاموزم که کمکم کنه
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 20:55 توسط سکوت| |
برچسب:
نویسنده: سپیده ابراهیمی