امروز کارای مفید زیادی کردم ...
از جمله :
شستن ظرف ها (کلی ظرف بودنااااااا)
جاروی آشپز خونه
شستن کفش های خودم و مامانی (همون کفش هایی که باهاشون رفتیم کربلا)
رفتن به موسسه گاج (بخاطر مشاوره آبجی گلی )
برنامه ریزی درسی یک هفته ای برای آبجی خانوووم
کار روی پروزه
بهله
امروز صبح برا نماز خواب موندم
آقایی هم گوشیش خاموش بود خواب مونده بود
دیششششششششششششششبو بگم ....وااااای تا 2 خوابم نمیبرد پیام دادم به آقاییی که من میخوام تو آغوش گرم و نرمت لالیی کنم به امید اینکه خوابم ببره
نمیدونید چطو خواب رفتم
واااای خیلی مزه داد
امشبم با آقایی حرف زدم کلی قربون صدقه م رفت باز منم کلی فداش شدم


آقایی گفت تو عروس خوشششکل و ناز منی
ذوق کردم از شنیدنش
آخی عزیزم خیلی دوستش دارم
بهش خوش بگذره ان شاء الله مسافرت جذابی باشه براش
.
.
.
.
امروز تو موسسه گاج مشاور کلی آبجی رو دعوا کرد
منم بودم ازش کمی دفاع میکردم و اما واااای نمیدونین چقدر توپید بهش ...
خلاصه من بجا آجی قول دادم که آجی تا پنج شنبه دیگه 23 ساعت درس بخونه
خلاصه وقتی اومدیم بیرون ووااااااای کلی لجم گرفته بود
گفتم واااای فاطمه من اگه بجای تو بودم خیلی بیشتر از 23 ساعت میخوندم و برنامه رو پرت میکردم تو صورتش میگفتم انقده منو کم نکن
حرصم گرفته بوووود نافرم
اووووف هنوزم بهش فکر میکنم کلی عصبی میشم
خلاصه برای آبجی یکی یه دونه خودم آرزو ی موفقیت میکنم
امیدوارم از پس برنامه ای که با هم ترتیب دادیم بر بیاد
دوست دارم آبجی عزیزم


برچسب:
نویسنده: سپیده ابراهیمی