
سلام دلم گرفتهاحساس تنهایی میکنماز اینکه نماز نمیخونم حس بدی دارماز اینکه بعد از این حس واسه سه چهار روز یا یه هفته نماز میخونم بعد حالم بهتر میشه و ولش میکنم حس بدی دارمدلم نمیخواد شروع کنم و بعد از یه هفته باز ترکش کنمحالم بدهاحساس میکنم ادم بدی هستماینطور مواقع میگم کاش مصطفی بود تو دلم میگم کاش زودتر عروسی میگرفتیم خسته شدماما فرداش که حال دیشبم رو فراموش کردم میگم که نههه بهتره صبر کنیم و عجله ای عروسی نگیریمنمیدونماحساس میکنم دلم میخواد از دست همه ادما فرار کنم و برم توی یه غار و فقط برای خودم باشمگاهی میترسم از ازدواج کردن از اینکه ازدواج کنی بعد باید بچه دار بشی بعد باید بچه بزرگ کنیمن این رو توی وجود خودم نمیبینم .احساس میکنم هنوز خودمو نساختم چطور میتونم یه بچه رو تربیت ک...
ادامه مطلب
دلم میخواست اقایی بازم می اومد وبلاگ بازم پیام عاشقانه و پیغام عاشقانه مینوشت برام دلم میخواست کنارم بود دلم میخواست الان ارومم میکرد و میگفت شیما تو هر طور هستی دوست دارم بگه من تو رو با همه احساساتت دوست دارم ... این حسای لعنتی من رو از اقایی دور میکنه ... حال دلم خوب نیست .. دوستش دارم اما نمیتونم اروم و قرار داشته باشم میترسم رابطه قشنگمکگون رو خراب کنم...
ادامه مطلب
سلام خدا جونم دلم گرفته گفتم بیام اینجا باهات درد دل کنم آقایی 9 روزه رفته ازش بی خبرم درسته سپردم دست تو اما منم ادمم دلم براش تنگ شده اشکم میاد وقتی حرف دلتنگی میشه آقایی اگه بدونه انقده بخاطر نبودش اذیتم حتما سرزنش میکنه که نباید خودت رو ناراحت کنی باید تحمل کنی او معنی تحمل رو دلتنگ نشدن میدونه...
ادامه مطلب
به سر میدوم رو به خانهی تو / که شاید بیابم نشانهی توفتاده ز پا خسته آمدهام / که سر بگذارم به شانهی توبه یادت به هر سو نذاره کنم / ز داغت به تن جامه پاره کنمعشقت گر به جانم شرر نزند / هوای جنونم به سر نزندامید دلم در برم بنشین / تا مگر ز دلم غم برون برودوگرنه ز خشم نحفتهی عشق / تا سپیده دمان جوی خون برودز جور فلک مانده در قفسم / تا به سنگ ستم پر شکسته مراوگر این قفس را به هم شکنم / تا کجا ببرد بال خسته مرابه سر میدوم رو به خانهی تو / که شاید بیابم نشانهی تو(عشق نازنینم، به زودی دستانت را میگیرم... میدانم که آینده ای شیرین در انتظارمان است.)...
ادامه مطلب
سلام آقایی جونم این نامه رو با اشک مینویسم برات عزیزترینم ، مصطفی جان به یادت هستم و با یادت سر میکنم، گاهی حسودیم می شود گاهی به توو حسودیم می شود که صبوری و با خدایی ، گاهی فکر میکنم با خودم ، گاهی به روز های خوب باهم بودنمان گاهی به این باهم نبودنمان حق داری اگه بگی فرارمون همین بود ، اما طاقتم طاق شده ، دلم قلبم بهانه گیر شده تو را میخپاهند، عزیزترینم مصطفی جانم، من دوستت دارم و از این همه محبتی که بهم داری مننونم، آقایی چی بگم که دلم گرفته و آقاییشو میخواد آقااااااااااایییی ...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب